تبليغاتX
My daily life adytum
الان تو وبلاگ مرضیه، اون آخراش یه نوشته دیدم خیلی خوشم اومد

گفتم با اجازه خودش اینجا هم بزارمش

با عکس خودش...

 

 

زندگی درک همین اکنون است .

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد .

تو نه در دیروزی

و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:7  توسط Farshad  | 

 انگاری بعضی موقع ها حتی آسمون هم دلش میگیره.

از  غضه ها دلش خون میشه

دلتنگیش قشنگه. ولی اگه چیزهایی مثل این تیرها مانع زیبایش نشن.

درست مثل ما آدمها...

 

آسمون

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 23:41  توسط Farshad  | 

این دو هفته واسم هفته هایی پر از هیجان بوده

واقعا از یکنواختی اومدم بیرون.

از بهترین خبرها و بهترین اتفاقات بگیر تا اتفاقات بد.

البته حسیه که خودم به من داد.

اگه به ماورا اعتقاد ندارید پس سر در نمیارید. مخصوصا از جمله ی بالا.

ولی بازم بیشتر از همیشه باورش کردم.

 

و بازم فهمیدم که خدا هم داره بهم نگاه میکنه.

هرچند گاهی از یاد میبرمش، ولی اون همیشه بهتر از یه دوست همرامه.

نه فقط تو شادی، بلکه تو غم بیشتر باهامه و هیچوقت تنهام نذاشته.

و حرفایی رو که نمیشه به کسی جز خودش زد، هیچوقت بی جواب نذاشته.

واقعا که از رگ گردن بم نزدیکتره.

خیلی دوستش دارم

و می دونم که این دوستی یک طرفه نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 0:12  توسط Farshad  |