تبليغاتX
My daily life adytum
 

 

به آسفالت ترک خورده ی کوچه خيره شدم


-خانوم چيزی گم کردين؟


-بله؟


-پرسيدم چيزی گم کردين؟


چيزی؟ چيزی گم کرده ام؟ درسته چيزی گم کرده ام


-بله ، يه چيزی گم کردم


-کی گم شده؟


هر چقدر فکر ميکنم چيزی به خاطرم نميرسه

.
با سردرگمی جواب ميدم: نميدونم


-اينجا افتاده؟


-نميدونم تو همين کوچه بايد گمش کرده باشم ، واسه يه کاری اومدم اينجا ، سر کوچه که نگاه کردم بود اما الان ديدم نيست ببينم، اسم اينجا کوچه زندگيه ديگه نه؟


-بله اسمش همينه، حالا چی گم کردين؟


سرم رو بالا ميآرام  و تو چشاش زل ميزانم
از حالته نگاهم ميره عقب


"خودم رو آقا، خودم رو گم کردم!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 20:50  توسط Farshad  |