الان دارم کریس دی برگ گوش میکنم
تو رویای گذشته
تنهایی تو یه ماشین. زیر بارونی که برف پاک کن بهش نمی رسید.
یه حس عشق ناشناس.
عاشق کسی که هنوز ندیدیش. هنوز نمیشناسیش. هنوز باهاش حرف نزدی. فقط تو رویاته.
رویایی که فقط تو رویا میبینیش.
تو رویا با یه اهنگ میری کنارش. حس عجیبیه.
نه. انگاری دوباره زده به سرم
چرا همش من تو رویام؟ تو رویا زنگی می کنم؟
چرا یه روز که هدفونم نیست نمی تونم از این دنیا کنده شم، دیوونه میشم؟
چرا من دیوونه ام؟
راستی این صفحه کوفتی چرا انگلیسی نمینویسه. ؟!